تبليغاتX
نامه های یک عاشق
الا یا ایها اساقی ادرکاسا وناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

نمي خوام از آسمون چيزي برات بيارم
عكستو رو قله ي هيماليا بذارم
نمي خوام از پشت ابر ماهو واست بچينم
فقط تو خواب و رؤيا تو باشي در كنارم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام تو ‹ويام سوار ابرا بشم
تو آرزوي كالم باز با تو تنها بشم
 من نمي خوام كه با شعر حرفمو گفته باشم
توي خيالم واسه تو شب يلدا باشم
مي خوام بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام فكر كني كه عاشقيم يه حرفه
يه كم اگه نباشي آب مي شه ، مثل برفه
دلم مي خواد بدوني دلم مث يه درياس
به وسعت نگاهت ، عميق و خيس و ژرفه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد بابرق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگم كه چشات خود ستارس
چشات اگه نباشه ستاره بي اشارس
من نمي خوام رو كاغذ فقط نوشته باشم
ديدن روي ماهت تولد دوبارس
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگم كه صدبار واسه تو مردم
 قد تموم دنيا عاشق و دلسپردم
مي خوام خودت حس كني بدون طعم حرفت
چه قدر تو قحطي نور ، لحظه ها رو شمردم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بهار شه ،‌من عاشق پاييزم
پاييز مي شه عاشق تر واسه تو اشك مي ريزم
من نمي خوام عاشقيم مثل بقيه باشه
فقط بگم فدات شم ،‌فقط بگم عزيزم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام با چشمام بهت بگم ديوونم
من دوس دارم بگي كه ، نگو ، خودم مي دونم
 من نمي خوام آخر قصه مونو بدوني
من نمي خوام زبوني بگم پيشت مي مونم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
نمي خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم
يا كه نشونت بدم عاشقيمو با غصم
من نمي خوام كه دنيا فقط تو رؤيا باشه
از گلاي اركيده قصري برات بسازم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام داشتنت ،‌واسه من آسون بشه
نعمت با تو بودن ، اينجا فراوون بشه
من نمي خوام با خودت ، بگي كه نه محاله
مريم عاشق من ، شبيه مجنون بشه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات ، مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگم كه بباري بارون مياد
به خاطر تو چشم گلاي رز خون مياد
من نمي خوام فكر كني حرفاي عاشقونم
همين جور آسون مي ره ، همين جور آسون مياد
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام كه كوه و بشكافمش با تيشه
پر سياوشونو ببرمش با ريشه
من نمي خوام تو نامه يه قولي داده باشم
كه مي مونم كنارت حتي پس از هميشه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
نمي خوام اين نوشته ، كارا رو بدتر كنه
پلكاتو سنگين كنه ، اون چشاتو تر كنه
من نمي خوام با حرفام يه وقت دلت بلرزه
آتيش تصميممو رنگ خاكستر كنه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگي نه ، مي خوام برات بميرم
براي اولين بار اجازه نگيرم
من نمي خوام فكر كني ، رها مي شم با مردن
مرگ منم مي گه كه صيد توام اسيرم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
ديگه دارم مي ميرم ببين چشامو بستم
به عشق مردن برات ، تو انتظار نشستم
من نميخوام كه قلبي براي من بشكنه
من نمي خوام بشكني ، من واسه تو شكستم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من واسه ي تو مردم ، اين حرف آخرينه
دوس ندارم به جز تو ، كسي اينو ببينه
تو توي آسمون باش ، اين جاها جاي تو نيست
تو قلب آسموني ، اينجا زير زمينه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام گل برام بياريي پرپر كني
اين شعر آخريمو يه وقت از بر كني
بقيه روزاي طلايي عمر تو
يه وقت خدا نكرده با سرزنش سر كني
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 16:45 توسط :: نرگس ::

سلام به همه عاشقا!

دوست جونا واقعا ببخشید دیر شد.....

جواب نظرا

کیانا جون:مرسی که سر زدی

تارا جون:ببخشید که خبرت نکردم گلم

بچه ها من اصلا حالم خوب نیس دارم دیوونه میشم..نمیدونم خودمم چمه؟مامانم میگه افسردگیه خوب میشه

حالا بیخیال...یه آهنگه از امین رستمی خیلی قشنگه اسمش هست ستاره...البته زیاد نیس اما قشنگه من متنشو میذارم....تقدیم به همه ی ستاره ها

 برای آخرین بار ستاره دس نگه دار

فرصت تازه میخوام قبل از خدا نگه دار

یه وقت دیگه میخوام واسه دوباره ساختن

این خواهشو رد نکن ای گل هستی من

نگو خدا نگه دار ستاره دست نگه دار

فرصت تازه میخوام قبل از خدا نگه دار

به تو قسم که این بار گریت نمیشه تکرار

نذار دلم بگیره نگو خدا نگه دار

سعی میکنم از این به بعد زود تر آپ کنم

دوستون دارم یه عالمه

فقط نظر یادتون نره

بای بای

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:52 توسط :: نرگس ::

 سلام بر همه ی عسلای عزیز!

تولد شایان مبارک
 

به همین زودی دوباره تولدش شد...الان 34سال از اولین پاییزی که خدا اونوبه ما هدیه داد میگذره و...
 خدا جون!! در این روز عزیز باز هم تورو شکر میکنم که این فرشته رو برای ما زمینیا فرستادی و امیدوارم هیچ وقت اونو ازمون نگیری...
 
موقع تولد قشنگ تو،هر چه که دعا کنیم،مستجاب میشود
 آن شبی که صبح آن تولدست(مث امشب)،آفتاب میشود
 عکس تو جای ماه،توی آسمان نقره،قاب میشود
 به دل غریب اجازه گر دهم،قصه ام یک کتاب میشود
 گفتن از نگاه تو بی حساب میشود


 این شعرم تقدیم به شایان گلم!!!

 بازم شادی و بوسه،گلای سرخ ومیخک
 می گن کهنه نمی شه،تولدت مبارک
 تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
 وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
 تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
 با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی
 الهی تا همیشه عزیز همه باشی
 ازچشم هیچکسی تو الهی که نیفتی
 ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس
 تو قلبا پر عشقه رولبها پر خندس
 واسه تولد تو باید دنیا رو آورد
 ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد
 اینا یه یادگاریه توی خاطره هامون
 ولی به شوق امروز میشه کلی قسم خورد
 تولدت عزیزم پر از ستاره بارون
 پر از خوشحالی و شوق پر از آینه و شمعدون
 الهی که همیشه واسه تبریک امروز
 بیان یه عالم عاشق بیان هزار تا مهمون

تولدت مبارک گلم انشاالله هزار سالگیتو جشن بگیریم عسلم

من انقدر خوشحالم که نمیدونم چکار کنم؟؟؟
عاشقا نظر فراموش نشه....
 بای بای تا بعد.....




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 20:4 توسط :: نرگس ::

سلام به گلای خودم!واقعا ببخشید دیر شد..میدونین۲۱ آبان تولد شایانه.نمیدونم چکار کنم؟؟؟؟

حالا شعرو بخونید حالشو ببرید تا بعد...

اگه بری شعرای من دیگه مخاطب ندارن
 می خوای بری نگاه بکن ببین گلا تب ندارن
 ببین خدا رو خوش می یاد دنیا رو از هم بپاشی
 خدا رو خوش میاد که تو دیگه پیش من نباشی
ببین خدا رو خوش میاد که عشق من بی خونه شه
 دیوونته دلم می خوای بیشتر از این دیوونه شه
ببین خدا رو خوش میاد من بمونم بدون تو
می خوام تمومش بکنم زندگی رو به جون تو
ببین خدا رو خوش میاد اما گناه تو چیه
چرا توی عاشقیا یکی همش ناراضیه
 بازم باید آب بریزم پش تو چون مسافری
ما بدون منتظره اینجا همیشه شاعری

نظر فراموش نشه..




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 20:21 توسط :: نرگس ::




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 14:18 توسط :: نرگس ::




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 22:26 توسط :: نرگس ::




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:56 توسط :: نرگس ::

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
 چشمان مهربان تو پک و زلال بود
 پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
 پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود



لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:53 توسط :: نرگس ::

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
 جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:9 توسط :: نرگس ::

مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
چه قدر تازه و پکی مث یاسای تو باغچه
مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
 مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون
تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله
یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی
اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی
تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی
دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی
می دونم عوض نمی شی تو خودت گفتی همینی
تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
التماسش می کنی که بمون اون میگشه نمیشه
مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون
مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون
مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی
حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 16:53 توسط :: نرگس ::

این عکس خوشدل ببینید.نظلم بدین.بای بای




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 14:10 توسط :: نرگس ::

دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره
دلم از دست همون چشم تو زندگی نداره
تو می گی خسته می شی چشمام رو می کنی فراموش
ولی من عاشقم عاشق که خستگی نداره
 می گی من دوست ندارم برو و صرف نظر کن
دیوونم اینکه به احساس تو بستگی نداره
تو می گی ساده بگیر زندگی رو من و رها کن
عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره
 تو می گی یه کم غرور داشته باش و منطقی تر شو
 کارم از غرور گذشته هر چی که بگی نداره
من می گم دلم شکسته س تو می گی اونکه سپردیش
دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره
 می گم التماس چشمام کفی نیست واسه نگاهت
می گی که عشق تو حالت همیشگی نداره
 تو می گی دیوونه ام تو راست می گی اما عزیزم
غیر من هیچ کس این حسی که تو می گی نداره

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:2 توسط :: نرگس ::

حس خشم تو میان دل من گم شده است
باز شایان ، نکند ، سوء تفاهم شده است
 باز شایان، نکند عاشقی نرگس تو
بازی و دستخوش تهمت مردم شده است
 باز شایان، ، نکند حرف جدیدی زده اند
 صحبت سیب و یا صحبت گندم شده است
 من دیوانه دلم تنگ تو بود و دیدم
دل شایان گلم ، قحط تبسم شده است
جرم من چیست ، بگو ، معجزه ی ماه بهشت
باز در ذهن قشنگت چه تجسم شده است
قهر کردی گل من ، چشم ، ولی حق با توست
 هر زمان صحبتی از حق تقدم شده است
آخر شعر بیا لطف کن و شایان شو
 اسمت انگار میان غضبت گم شده است

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 15:28 توسط :: نرگس ::

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد


وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 20:40 توسط :: نرگس ::

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟
ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟
روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟
چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟
نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف
عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد
من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه
چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟
مگه تو بيخبري موم رو پريشون ميکنم
دل تو واسه مويه پريشون نمياد
دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف
از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد
تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي
درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد
صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره
اما با غم نجيب روي ناودون نمياد
دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني
تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد
عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز
يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد
نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم
هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد
زندگي بزيه شطرنج و من منتظرم
طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد
گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه
که قد اشکاي من از رود کارون نمياد
گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم
اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد
اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه
پس با يه خواهش آسون نمياد
تو نامه آخري کلي دليل اورده بود
مثلا چون تشنه اند ياسايه تو گلدون نمياد
لااقل کاش راستشو براي من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمياد




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:4 توسط :: نرگس ::

زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم
تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندت محاله می دونم
تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه چات زلاله می دونم
توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملمهلاله می دونم
تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم میشه
صبر تو رو به زواله می دونم
آره می ری و نمی پرسی که این
 دل عاشق در چه حاله می دونم
 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 13:23 توسط :: نرگس ::

کاش می شد سرزمین عشق را
در میان گامها تقسیم کرد
کاش می شد با نگاه شاپرک
عشق را بر آسمان تفهیم کرد
کاش می شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش می شد با پری از برگ یاس
تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
کاش میشد با نسیمشامگاه
برگ زرد یاس ها را رنگ کرد
کاش می شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشد در سکوت دشت شب
ناله غمگین باران را شنید
بعد دست قطره هایش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر کشید
کاش می شد مثل یک حس لطیف
لا به لای آسمان پر نور شد
کاش میشد چادر شب را کشید
از نقاب شوم ظلمت دور شد
کاش می شد از میان ژاله ها
جرعه ای از مهربانی را چشید
 در جواب خوبها جان هدیه داد
سختی و نامهربانی را ندید
کاش میشد با محبت خانه ساخت
یک اطاقش را به مروارید داد
کاش می شد آسمان مهر را
خانه کرد و به گل خورشید داد
کاش میشد بر تمام مردمان
 پیشوند نام انسان را گذاشت
کاش می شد که دلی را شاد کرد
بر لب خشکیده ای یک غنچه کاشت
کاش میشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
کاش می شد مثل قوهای سپید
از لب دریای مهرش آب خورد
کاش میشد جای اشعار بلند
بیت ها راساده و زیبا کنم
کاش می شد برگ برگ بیت را
سرخ تر از واژه رویا کنم
کاش میشد با کلامی سرخ و سبز
یک دل غمدیده را تسکین دهم
کاش میشد در طلوع باس ها
به صنوبر یک سبد نسرین دهم
کاش میشد با تمام حرف ها
یک دریچه به صفا را وا کنم
کاش میشد در نهایت راه عشق
آن گل گم گشته را پیدا کنم
 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 14:31 توسط :: نرگس ::

می خوام یه قصری بسازم
پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و
یه شب مهتابی باشه
امشب می خوام از آسمون
یاسهای خوشبو بچینم
امشب می خوام عکس تو رو
تو خواب گل ها ببینم
کاشکی بدونی چشمات رو
به صد تا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو
به صد تا دریا نمی دم
کاش تو هوای عاشقی
همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگی
حرفای رنگی بخونی
حتی اگه دلت نخواد
اسم تو ، تو قلب منه
چهره تو یادم میاد
وقتی که بارون می زنه
امشب می خوام رو آسمون
عکس چشات رو بکشم
اگر نگاهم نکنی
ناز نگات رو بکشم
می خوام تو رو قسم بدم
به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف
رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم
بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی
پر نزنی تنها نری
وقتی که اینجا بمونی
بارون قشنگ و نم نمه 
هوای رفتن که کنی
مرگ گلهای نرگسه




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 12:39 توسط :: نرگس ::

من میگم بهم نگاه کن 
تو میگی که جون فدا کن
 من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
 تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات و وکن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
 من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
 تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم  که تا قیامت
برو شایان به سلامت
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو شایان به سلامت



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 16:10 توسط :: نرگس ::

شندیم می خوای بری باز من و تنها بذاری
هرچی یاد و خاطره ست پشت دلت جا بذاری
شنیدم گفتی نگاهش واسه چشمام عادیه
 هر چیزی حدی داره محبتاش زیادیه
شنیدم یه مدتی می خوای ازم دوری کنی
اینه رسمش که با این دیوونه اینجوری کنی
شنیدم همین روزا بازم می خوای بری سفر
بسلامت ! عزیزم اما همینجور بی خبر
شندیم خسته شدی از بازیای سرنوشت
 نکنه اینبار دیگه بی من می خوای بری بهشت
شنیدم گفتی که سرنوشتمون دست خداست
اما تو خوب می دونی حسابت از همه جداست
شنیدم گفتی باید برم سراغ زندگیم
شنیدم گفتی با اینکه خیلی چیز یادم داده
 نمی دونم چی شده از چش من افتاده
شایدم تموم این شنیدنیها شایعه ست
از تو اما نمی پرسم گفته باشی فاجعه ست




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:51 توسط :: نرگس ::